تبليغاتX
من مهدی علیپور نیمه شنوا هستم

من مهدی علیپور نیمه شنوا هستم

به وبلاگ مهدی علیپور نیمه شنوا خوش آمدید.

اطلاعیه

کانون ناشنوایان شهرستان ماکو در نظر دارد دومین همایش تجلیل از دانشجویان ناشنوای سراسر کشور را درشهرستان ماکو برگزار نماید . برای اطلاع بیشتر به سایت  دانشجویان ناشنوا مراجعه نمائید.

آدرس سایت : www.deaf-collegian.blogfa.com

و یا می توانید آدرس کانون ناشنوایان یا انجمن خانواده ناشنوایان محل سکونت خود را تا تاریخ 30 / 3 / 87 در پایین مطالب (نظرات)  و یا به آدرس پست الکترونیکی sajjad_bahrami2003@yahoo.com ارسال نمایید .تا بخشنامه از طرف کانون ناشنوایان ماکو برایتان پست شود.

                                                                                                          با تشکر    

گردآورنده توسط مهدی علیپور

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 11:21 بعد از ظهر  توسط مهدی علیپور  | 


1. اصلاح نگرش جامعه نسبت به معلولين از طريق معرفي توانمنديهاي آنان به مردم.
2. بالا بردن سطح دانش و آگاهي عموم افراد جامعه با تدوين و اجراي سياستها و برنامه هاي ملي جهت مشاركت معلولان در توسعه‌ي فرهنگي ، اجتماعي و اقتصادي.
3. بستر سازي مناسب توسط دولت جهت مشاركت سازمانهاي دولتي و غير دولتي در زمينه توسعه آموزش حرفه‌اي به فارغ التحصيلان معلول مقطع متوسطه.
4. ايجاد اشتغال توسط دولت براي معلولين فارغ التحصيل دانشگاهها.
5. برگزاري نمايشگاههاي فرهنگي و هنري از كارها و توانمنديهاي معلولين.
6. ساختن فيلم از زندگي معلولين موفق ايراني.
7. تأمين حداقل زندگي براي معلولان.
8. پيشگيري و جلوگيري از تشديد معلوليت در افراد جامعه با آموزش عمومي.
9. تأمين بيمه براي همه معلولان.
10. مناسب سازي فضاهاي فيزيكي شهري و افزايش امكانات فرهنگي و ورزشي مناسب براي معلولان.
11. ايجاد شرايط لازم جهت مشاركت معلولان در تصميم گيريهاي مربوط به خودشان.
12. تأمين كمك‌هاي مالي با همكاري سازمانهاي بين المللي و غير دولتي براي تقويت و افزايش خدمات حمايتي براي معلولان و خانواده‌هايشان.

 

+ نوشته شده در  شنبه 1387/03/11ساعت 11:19 بعد از ظهر  توسط مهدی علیپور  | 

رابطه مثبت با همکاران باید بر مبنای احترام به حریم شخصی، مقام و شخصیت آنها باشد و مراقب کلیه رفتارهای خود، گپ های دوستانه، شوخی و خنده، و اختلافات باشید.

در گفتگوهای خود با همکارانتان، چه گپ های دوستانه باشد و چه صحبت های جدی کاری، یکی از سریعترین راه ها برای از خود راندن دیگران، تجاوز به حریم شخصی آنهاست.


به جای ازدحام کردن به دور کسانی که با آنها صحبت می کنید، کمی عقب تر بایستید (نیم متر فاصله به نظر مناسب است).
اگر یکی از همکارن صدایی آرام و ملایم داشت، ممکن است برای درک صحبت های او کمی خم شوید، اما وقتی نوبت به حرف زدن خودتان رسید باید به حالت معمول برگردید.
هنگام گفتگو با طرف مقابل ارتباط چشمی پیدا کنید. داشتن سیمایی مشتاق و علاقه مند، که با ارتباط چشمی آغاز می شود، تاثیر بیشتری بر مخاطب خواهد گذاشت.
حواستان به اختلاف های قدی باشد: اگر با یکی از همکاران اختلاف قدی زیادی داشتید، هنگام صحبت کردن با وی، به اندازه کافی از او دور بایستید تا او مجبور نباشد مدام بالا یا پایین را نگاه کند.
مراعات حال همکاران ناتوان جسمی خود را بکنید—مثا آنها که روی ویلچر هستند یا آنها که مشکل ناشنوایی دارند.
اگر با همکاران بین المللی در ارتباط هستید، باید از فرهنگ و آداب سخن گفتن آنها آگاه باشید.

درخواست و اعاده کمک

مسلماً هیچکس از افرادی که کار و مسئولیت هایشان را خودشان به موقع انجام نمیدهند و برای اتمام کار خود همکاران را وادار به کمک می کنند، خوشش نمی آید. همینطور آندسته از افراد که سیستم فایل بندی شرکت را هیچوقت یاد نمی گیرند و مدام برای آموزش به این و آن متوسل می شوند. در نتیجه، بعضی از کارمندان خوب هم به خاطر اینکه می ترسند با چنین افراد بی مسئولیتی اشتباه گرفته شوند، در درخواست کمک از همکاران خود تردید می کنند. اما در بیشتر شرکت ها و ادارات، کارمندان برای کمک به آندسته از همکاران که قبلاً به یاری آنها آمده اند، مشتاقند.

بهترین راه برای درخواست کمک، کمک کردن به دیگران است. مثلاً اگر وقتی می بینید یکی از همکاران در ساعت ناهار مشغول رسیدگی به پرونده های مشتریان است که روی هم تلمبار شده، به او کمک کنید، مطمئناً این سخاوت و خیرخواهی شما بیپاسخ نخواهد ماند. البته این کار داوطلبانه جزء اضافه کاری های شما ثبت نخواهد شد که با ازای آن مزد بگیرید، پاداش شما تشکر و قدردانی همکارتان خواهد بود. از این دید نگاه نکنید که هر کار نیکتان باید با مزد و اجرت جبران شود، و هیچوقت هم این کمک های دوستانه تان را به همکاران خاطرنشان نکنید تا ثابت کنید چه انسان فداکار و باگذشتی هستید.


و وقتی هم یکی از همکاران در کارها به کمک شما می آید، تشکر و قدردانی فراموشتان نشود، حتی اگر کمکی ناچیز و جزئی باشد. و وقتی هم که یکی از همکارات از ساعت ناهارش برای کمک به شما می گذرد، به نظر من یک هدیه کوچک یا یک دعوت به ناهار ضروری باشد.


تعریف کردن و تعریف شنیدن

همه ی کارمندان گه گاه نیاز دارند تا کسی از آنها تعریف و تمجید کند. مدیران شرکت معمولاً مشاورانی را استخدام می کنند تا به آنها آموزش دهند که چطور کارمندان را مورد تشویق و تحسین قرار دهند، اما راهکرد اصلی این است که فردی همدل باشید و برای دیگران احساس داشته باشید. گفتن "آفرین"، یا "کارت عالی بود" به کارمندان، انگیزه و روحیه آنها را بالا می برد. همچنین نشان می دهد شما فردی باملاحظه و هوشیار هستید و می دانید که چه زمان باید چه کسی را تشویق و تحسین کنید. اما حواستان باشد که اغراق نکنید و بیش از اندازه از همکارانتان تعریف نکنید، چون اینکار ارزش تمجیدهایتان و صمیمیتتان را کم می کند.


قدردانی از تعریف و تمجیدهای دیگران برای خیلی از افراد به نظر مشکل است. خیلی ها که از بچگی یا گرفته اند خودنما و فخر فروش نباشند، آنقدر درمورد شایستگی نداشتن در برابر تعریفات دیگران موشکافی می کنند، که جنبه منفی به آن می دهند. این اندازه شکسته نفسی و فروتنی هم اصلاً خوب نیست. پس از این به بعد به جای دلیل و برهان آوردن برای عدم لیاقت و شایستگی شما برای تعریف فلان نفر از کارتان، بهتر است بگویید، "کارم را خوب انجام دادم، نه؟"


حل همه ی این مشکلات با گفتن یک کلمه ساده حل می شود: "متشکرم".

چه بگویید وقتی....


یکی از همکاران نامزد یا عروسی می کند

"تبریک می گویم"، "برایت آرزوی خوشبختی و موفقیت می کنم"، "عروسیت مبارک باشد". طبیعتاً در چنین مواقعی باید برای فرد مورد نظر آروزی خوشبختی کنید. درمورد همسری که انتخاب کرده، کنجکاوی نکنید. لازم هم نیست برای او توصیه های مخصوص ازدواج بکنید یا تجربیات تلخ خود و اطرافیانتان را برای او عنوان کنید.


یکی از همکاران حامله می شود

اظهار خوشحالی کنید، اما دست از فضولی کردن بردارید. از ارائه توصیه هایی که مخالف پزشکی روز است هم خودداری کنید. مطمئن باشید او برای خود پزشک متخصص دارد که راهنماییش کند. از تعریف کردن داستان های وحشتناک درمورد وضع حمل و این قبیل چیزهای مربوط به حاملگی و به دنیا آوردن بچه خودداری کنید.


یکی از همکاران سقط جنین می کند

سقط جنین هم مرگ یک انسان است که باید برای آن غصه دار شد. با درک عمق این فقدان برای همکارتان، با او همدلی کنید. از گفتن جملاتی مثل "خدا اینطور خواسته..." یا "حتماً صلاح بر این بوده.." و از این قبیل خودداری کنید. و هیچوقت، تحت هیچ شرایطی به همکارتان نگویید که این سقط جنین به خاطر کارهایی است که او کرده یا نکرده.


یکی از همکاران طلاق می گیرد

طلاق هم نوعی مرگ است. در چنین موقعیتی بهتر است به جای حرف زدن به حرف های همکارتان گوش بدهید. در صورت لزوم هم می توانید توصیه های خود را (درمورد مراقبت از فرزندان، مالیات بر درآمد به عنوان سرپرست خانواده و.....) ارائه دهید.


یکی از همکاران یا اطرافیان او بیمار می شود

اگر یکی از همکاران یا نزدیکان او شدیداً بیمار می شود، رفتار و عمل شما بیش از حرف هایتان اهمیت پیدا می کند. با کمک به فرد مورد نظر در کارهایش، همدلی خود را به او نشان دهید. از غیبت های او گلایه نکنید. می توانید کسی را برای جانشین موقتی او در شرکت بگذارید تا کارهای مربوط به او را انجام دهد. و فرد مورد نظر را از جریان کار آگاه کنید.

یکی از نزدیکان همکاران فوت می کند

وقتی یکی از همکاران عزیز خود را از دست می دهد، تسلیت خود را به صورت کتبی و شفاهی به او اعلام کنید. اگر از همکاران نزدیک شماست، حتماً در مراسم تدفین و عزاداری شرکت کنید. از گفتن جملاتی مثل، "خدا را شکر کن، عذابش تمام شد" یا مشیت خدا این بوده" و ... خودداری کنید. کارهایی که از دستتان برمی آید را برای او انجام دهید و موقعیتش را درک کنید. مرگ یکی از عزیزان ممکن است حال وهوای همکارتان را به کلی تغییر دهد، پس توقع نداشته باشید بعد از یکی دو هفته همان همکار سابق شما شود.


یکی از همکاران اخراج شده یا منتقل می شود

با او همدردی کنید، اما طوری در این رابطه با او صحبت نکنید که داغش را تازه تر کنید. توضیح او را درمورد دلیل اخراجش بپذیرید و بیش از آن کنجکاوی نکنید. اگر کمکی از دستتان برمی آید دریغ نکنید، توصیه ای، تنظیم دوباره رزومه، پیدا کردن کاری جدید، یا هر چیز دیگری. اما این همدلی خود را تا جایی ادامه ندهید که دست به همکاری در اعمال مخرب او مثل نوشتن نامه های تهدیدآمیز و...بزنید. و تعجب نکنید اگر آن همکار سابق از زندگی شما بیرون برود، چون او دیگر عضوی از محل کار شما نیست و به جای جدید وارد می شود و ممکن است شما را فراموش کند.
+ نوشته شده در  یکشنبه 1387/02/29ساعت 9:21 بعد از ظهر  توسط مهدی علیپور  | 

* هلن كلر: اگر اين فرصت به من داده مي شد كه يكي از دوحس خود را بازيابم، ترجيح مي دادم كه نابينا بمانم ولي بشنوم . دنيايشان ساكت است و سكوت را با همه ژرفاي وجودشان احساس مي كنند. وقتي به چشمان معصومشان مي نگري دراعماق نگاهشان ابهامي مرموز نهفته است. هنرشان شنيدن «با چشم» است! همه وجودشان قلبشان و همه قلبشان ، نگاهشان است و نگاهشان سرشار از كلام وسخن. نگاهشان كتابي پرمحتوي است كه بايد آن را با صبر و حوصله خواند. از ناشنوايان مي گويم، از آناني كه هياهو را در دنياي سكوت تجربه مي كنند. از آنان كه با زبان بي زباني سخن مي گويند و با درهم شكستن سكوت غمبارشان، اميد را معنا مي بخشند و شور و نشاط را تجلي مي دهند «هيچ صدايي در دنيا خوش آهنگ تر از صداي كودك ناشنوايي كه سخن مي گويد، نيست».آنان با چشم مي شنوند و با حركات لبها و اشارات دست سخن مي گويند و ازاين طريق به دنياي تيره خويش رنگ و جلوه يي تازه مي بخشند. اختصاص هفته اول مهرماه به عنوان هفته ناشنوايان فرصتي است كه جامعه ضمن شناخت كافي ، جهت رفع مشكلات و مسائل اين عزيزان ، گامهاي اساسي و ارزنده يي بردارد. *ناشنوا كيست؟ طبق آمارهاي موجود حدود ۱‎/۵درصد از افراد جامعه را ناشنوايان و سخت شنوايان تشكيل مي دهند واز هرده هزار تولد، ۲كودك داراي افت شنوايي شديد پايدار حسي و عصبي هستند. واقعيت اين است كه ناشنوايي به عنوان يك محدوديت مشكلي است كه گريبانگير تعداد زيادي از افراد و كودكان جامعه است و بر همگان فرض است تا نسبت به شناخت اين مشكل و اقدام در جهت پيشگيري از بروز بيشتر اين معلوليت و كمك به جامعه ناشنوايان از آنچه درتوان دارند دريغ نورزند. دربررسي متخصصان از ناشنوايي، ارتباط آن با تكلم ملاك قرار گرفته و عدم فراگيري زبان و مراوده كلامي را در رابطه با نقص شنوايي مورد بررسي قرار داده اند. به عبارت ديگر درمورد اثرات نقص شنوايي به زبان آموزي ، تكلم ، بيان و گفتار كه مهمترين وسيله ارتباط اجتماعي است تكيه دارد. بطور كلي اگر ميزان شنوايي فردي، براي فراگيري زبان، استمرار تكلم طبيعي و فراگيري مطالب كافي نباشد وبدين منظور نياز به روشها، امكانات و برنامه ريزي ويژه داشته باشد، ناشنوا اطلاق مي شود. درطبقه بندي ناشنوايان ملاكهايي چون ميزان باقيمانده شنوايي، زمان ابتلا به اين مشكل و نوع ناشنوايي يعني وجود نقص درقسمت هاي مختلف گوش را درنظر مي گيرند و آنها را در دسته هاي مختلف جاي مي دهند. *مشكلات ناشنوايي دراهميت حس شنوايي براي انسان اين گفته «هلن كلر» گوياتر از هرسخني است . او كه با وجود نابينايي و ناشنوايي يكي از موفق ترين افراد استثنايي است ، مي گويد:«اگر اين فرصت به من داده مي شد كه يكي از دوحس خود را بازيابم، ترجيح مي دادم نابينا بمانم ولي بشنوم.» عمده ترين مسائل ناشنوايان مشكلات ارتباطي و زباني است ، چرا كه نخستين مرحله ارتباط گفتار است. كودكان عادي بطور طبيعي درمحيطي پراز زبان كلامي احاطه مي گردند و با تمرين و تعميم صدا به اشيا و موقعيتها، زبان را مي آموزند. دركودكان ناشنوا، فهميدن و درك معاني از طريق ديدن حادث مي شود. مشكلات ارتباطي آثار رواني و رفتاري نيز بر ناشنوايان به جا مي گذارد. افراد ناشنوا ويژگيهاي رفتاري مشتركي دارند كه به نقص شنوايي مربوط مي شود و تا حدي با ويژگيهاي ساير افراد جامعه متفاوت است، زيرا شنوايي يكي از حياتي ترين توانمنديهاي حسي است كه مي تواند بعضي از تواناييهاي انسان را در سازگاري با محيط تحت الشعاع قرار دهد. درمورد زبان بايد با كودكان ناشنوا آرام و شمرده صحبت كرد تا او براي فهم كلمات آنها را از نوع حركت و ژست لبها بخواند و به عبارتي چشم او كار گوش را كرده و كلام را لب خواني كند. لب خواني و زبان اشاره عمده ترين محورهاي ارتباطي ناشنوايان است . روش تكلم براي ناشنوايان نخستين بار توسط «جان پابلو» مطرح شد و او روش لب خواني را در آموزش ناشنوايان مفيد و مؤثر دانست و آن را يك هنر به شمار آورد. قبل از او ناشنوايان صرفاً با زبان اشاره با يكديگر ارتباط برقرار مي كردند كه محدوديتهاي فراواني بويژه در ارتباط با افراد عادي داشت ولي با استفاده از اين روش و در ارتباط با افراد عادي آنان از طريق لب خواني مفاهيم را درك مي كنند. بنابراين بايد ضمن درگيرنمودن آنان در فعاليتهاي اجتماعي ، محيطي با كمترين محدوديت ارتباطي را براي آنان فراهم آورد. نحوه رفتار اعضاي خانواده و جامعه با كودك ناشنوا در رشد عاطفي و سازگاري اجتماعي و آمادگي آموزش مهارتهاي زباني و تحصيلي بسيار مهم و تعيين كننده است. خانواده و اجتماع، ضمن پذيرش واقع بينانه مشكل فرد ناشنوا بايد در جهت ياري رساندن به او براي پرورش استعدادها و تواناييهايش مساعدت نمايند. وضعيت مطلوب براي يك ناشنوا استفاده از مواهب و موقعيتهاي در دسترس افراد عادي درحد امكان است. درتربيت كودك ناشنوا و كمك به رشد او، وظيفه اصلي برعهده خانواده است. بايد وضعيت واقعي كودك پذيرفته شود و ضمن آنكه احساسات خود را كنترل مي كنند، بهترين اقدام را در جهت كمك به وي برگزينند .قبول ناشنوا از طرف خانواده و اجتماع و شناخت تفاوتهاي او و كنارآمدن با آن نيازمند عشق و علاقه، صبر و حوصله و برخورد منطقي است. جامعه نيز درقبال ناشنوايان مسؤوليت مهم و خطيري دارد. درحال حاضر درابعاد رواني ، اجتماعي و آموزشي ناشنوايان ، مطالعات و تحقيقات گسترده و وسيعي صورت گرفته و يادرحال انجام است و افقهاي روشني درجهت رشد و تعالي ناشنوايان پيش روي آنان است. *آموزش و پرورش ناشنوايان در زمينه آموزش و پرورش و خدمت به ناشنوايان نيز كوششهاي زيادي توسط انديشمندان ، پزشكان و معلمان و مربيان انجام گرفته و حاصل آن پرورش استعدادهاي هزاران جوان ناشنوايي است كه مانند ديگر همنوعان خويش به تحصيل دانش پرداخته و به خدمت جامعه درآمده اند. دراين راه نام مردان و زنان بزرگي مي درخشد كه حق بزرگي برگردن بشريت دارند. «جبار باغچه بان » و «ذبيح بهروز» نخستين افرادي بودند كه درايران به آموزش كودكان ناشنوا همت گماشتند و با ايجاد مراكزي خاص و به كارگيري شيوه هاي ويژه به تعليم و تربيت اين كودكان پرداختند حاصل تلاشهاي آنان بعد از قريب به ۷۰ سال هم اكنون به بارنشسته و درحال حاضر آموزش و پرورش كودكان ناشنوا جزيي جدايي ناپذير از نظام تعليم و تربيت كشور ما محسوب مي شود و اكثريت قريب به اتفاق ناشنوايان درمدارس ويژه و يا درنظام تلفيقي همراه و همگام با دانش آموزان عادي و البته با استفاده از خدمات ويژه آموزشي و توانبخشي ، مدارج تحصيلي خود را مي گذرانند. ناشنوايان نيز درعين معلوليت ومحدوديت با عزم و اراده يي وصف ناشدني در راه فراگيري و آموزش گام برمي دارند و ناشنوابودن هرگز مانع ادامه راه آنان نمي شود. معلمان و مربيان پرتلاش و سختكوش آنان نيز با محبت، لبخند زندگي را برلبان دانش آموزان ناشنوا نقش مي بندند و بذر عشق و اميد را در دلهايشان مي كارند. *پيشگيري از ناشنوايي مسؤوليت جامعه نيز درقبال اين افراد توجه به حقوق آنان است. اما قبل از آن مي بايستي به فكر پيشگيري از بروز اين عارضه بود ، چرا كه اصولاً هدف از بهداشت رواني در افراد استثنايي بيشتر تأكيد بر ايجاد شرايطي است تا از بروز اين معلوليتها جلوگيري به عمل آيد. عوامل بسياري در بروز ناشنوايي مؤثرند كه براي جلوگيري از آن مي توان اقداماتي را انجام داد . يكي از عوامل ناشنوايي كه سهم بسزايي دربروز اين معلوليت دارد ، بيماريهاي عفوني است . بيماريهاي سرخجه و سفليس در قبل از تولد و بيماريهاي مننژيت ، سرخك ، اوريون و عفونتهاي موضعي گوش بعد از تولد سهم عمده يي در بروز اين معلوليت دارند كه البته پيشرفت بهداشت عمومي دركاهش ميزان آن نقش عمده يي خواهد داشت. از آنجايي كه حوادث و صدمات نيز يكي ديگر از عوامل بروز ناشنوايي است ، افزايش آگاهي واطلاعات والدين و اجتماع درپيشگيري از سوانح و حوادث مي تواند بطور چشمگيري درجلوگيري از ايجاد ناشنوايي درافراد مؤثر باشد. همچنين بايد از ازدواجهاي فاميلي بخصوص در خانواده هايي كه عضو ناشنوا دارند ، اجتناب كرد. بطوركلي بي تفاوتي نسبت به ناشنوايي مي تواند نتايج نامطلوب اجتماعي ، اقتصادي و فرهنگي را درميان خانواده ها و اجتماع موجب گردد. مسؤولان وافراد جامعه بايد ضمن شناخت ويژگيهاي ناشنوايان به اين نكته توجه داشته باشند كه «ناشنوا قبل از آنكه ناشنوا باشد يك انسان است و كمك به او ، كمك به جامعه بشري است».
+ نوشته شده در  پنجشنبه 1386/11/18ساعت 5:52 بعد از ظهر  توسط مهدی علیپور  |