تبليغاتX
وبلاگ علمی,فرهنگی یک ناشنوای آذربایجانی

قالب پرشین بلاگ


وبلاگ علمی,فرهنگی یک ناشنوای آذربایجانی
دانش:چراغ راه,حرارت,عقل,بینایی و بصیرت,ارزش و قیمت و شرافت و کرامت است
لینک دوستان
به گزارش گروه خواندنی های مشرق، در بین این حیواناتی که در طول تاریخ بر روی زمین وجود داشتند، گونه هایی از دیگر حیوانات بسیار بزرگتر بوده اند که برخی از آن ها همچنان یافت می شوند و برخی دیگر منقرض شده اند.

*مگالدون: این موجود دریای یکی از بزرگترین کوسه هایی است که تاکنون وجود داشته است و در حدود 1.5 تا دو میلیون سال پیش بر روی زمین زندگی می کرده است. این کوسه طولی بیش از 16 متر داشته و فک آن به اندازه ای بوده است که می تونسته یک کرگدن را به راحتی ببلعد. برخی از باستان شناسان معتقد هستند که از این موجود همچنان می توان در اعماق دریاها پیدا کرد.



*عقرب دریایی: اگر از حشرات و خزندگان می ترسید پس حتما از این موجود وحشت خواهید کرد. این عقرب دریایی در حدود 400 میلیون سال پیش زندگی می کرده است و بیش از سه متر نیز طول آن بوده. متخصصین اندازه بزرگ آن را وسیله ای برای دفاعش در مقابل دیگر حیوانات غول پیکر می دانند و عقرب های امروزی که در خشکی یافت می شوند از نسل همین موجود هستند.



*خرس های صورت کوچک: امروزه خرس های قطبی از جمله بزرگترین خرس هایی هستند که بر روی زمین یافت می شوند اما در حدود 500 هزار سال پیش خرس هایی روی زمین و در منطقه آمریکای جنوبی بوده اند که در حالت معمولی ارتفاعی بیش از 4 متر داشته اندو به عنوان یکی از بزرگترین گوشتخواران تمام تاریخ شناخته می شود. اسکلت های این موجود در سال 1935 در آرژانتین یافت شد.





*آرگن تاویس: این نام پرنده ای است که به نظر می رسد در 6 میلیون سال پیش در مناطق آمریکای جنوبی زندگی می کرده است و البته تا به امروز بزرگترین پرنده ای است که شناسایی شده است. فاصله بین دو نوک بال این پرنده چیزی در حدود هفت متر است و تقریبا به اندازه یک هواپیمای سسنا بلندی دارد. متخصصین به این نتیجه رسیده اند که این پرنده می توانسته به سقف سرعت 250 کیلومتر در ساعت نیز برسد.



*کروکدیل امپراطور: این کروکدیل در آفریقا زندگی می کرده است و در نزدیک به 100 سال پیش زندگی می کرده اند. برحسب تحقیقات به عمل آمده محققان به این نتیجه رسیده اند که این کروکدیل تا اندازه 15 متری رشد می کرده است و وزنی در حدود 9 تن داشته است. همچنین فک این موجود نیز برابر با 2 متر بوده است و می توانسته هر چیزی را به راحتی با 100 دندانش از بین ببرد.





*آرگن تیناساروس: این موجود همانطور که از اسمش مشخص است از جمله دایناسورهای غول پیکر است و ارتفاعی بیش از 40 متر داشته و 100 تن نیز وزن آن بوده است. این دایناسور به عنوان بزرگترین دایناسور گیاه خوار است که بر روی زمین پا گذاشته است و اولین بار نیز در سال1988 در آمریکای جنوبی یافت شد.



*اسپینوزاروس: با بزرگترین دایناسور گیاه خوار آشنا شدیم و حال به بزرگترین دایناسور گوشت خوار می پردازیم. این دایناسور بیش از 15 متر طول داشته است و 10 تن نیز وزن آن بوده است. تیغه هایی که بر روی کمر این موجود وجود دارد خود به اندازه بیش از چهار متر است و همچنین بزرگترین فک را نیز در بین دایناسورها دارد.



*مار پیتون: تا به اینجا دیدم که حیوانات ماقبل تاریخ بسیار بزرگ بوده اند اما موجودات دیگری هم وجود دارند که امروزه همچنان هستند و از جمله حیوانات غول پیکر نیز به شمار می روند. یکی از این حیوانات مار پیتون است که طولی بیش از هشت متر دارند و از جمله خطرناکترین حیوانات نیز به شمار می روند.



*وال آبی: یکی دیگر از بزرگترین حیوانات روی زمین وال ابی است. این وال در گذشته به طول های بیش از 30 متر هم می رسیده است و وزن آن ها نزدیک به 150 تن است. اما این روزها به علت شکار طول آن ها نزدیک به 20 متر است. یکی از نکات جالب این است که نزدیک به 50 انسان می توانند تنها بر روی زبان این حیوان بایستند و حتی بچه های این وال ها نیز روزی 100 گالون از شیر مادر را می نوشند. احتمال می رود از این موجود تنها تعدادی کمتر از 10 هزار عدد موجود باشد.



*فیل آفریقایی: در حالی که وال آبی بزرگترین حیوان باقی مانده در آب است فیل نیز بزرگترین حیوان بر روی خشکی است و می تواند برای70 سال نیز زندگی کند. این فیل ها بیش از 5 متر ارتفاع دارند و با توجه به علاقه ای که با آب دارند از جمله حیوانات تمیز به شمار می روند.

 

[ پنجشنبه 1391/01/24 ] [ 12:10 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
۱-به طور میانگین مردم از عنکبوت بیشتر می ترسند تا از مرگ.

۲- حلزون می تواند سه سال بخوابد.
۳- اگر جمعیت چین در یک صف مقابل شما راه بروند، این صف به خاطر سرعت تولید مثل هیچ وقت تمام نخواهد شد.
۴- خطوط هوایی آمریکا با کم کردن فقط یک زیتون از سالاد هر مسافر در سال ۱۹۸۷ توانست ۴۰ هزار دلار صرفه جویی کند.
۵- ملت آمریکا بطور میانگین روزانه ۷۳ هزار مترمربع پیتزا می خورند.
۶- چشم های شترمرغ از مغزش بزرگتر است.
۷- پروانه ها با پاهایشان می چشند.
۸- گربه ها می توانند بیش از یکصد صدا با حنجره خود تولید کنند. در حالیکه سگ ها کمتر از ده صدا.
۹- تعداد چینی هایی که انگلیسی بلدند; از تعداد آمریکایی هایی که انگلیسی بلدند! بیشتر است.
۱۰- فیل ها تنها حیواناتی هستند که نمی توانند بپرند.
۱۱- هربار که یک تمبر را زبان می زنید، ۱/۱۰ کالری انرژی مصرف می کنید.
۱۲- تمام خرس های قطبی، چپ دست هستند.
۱۳- اگر یک ماهی قرمز را در یک اتاق تاریک قرار دهید، کم کم رنگش سفید می شود.
۱۴- اگر بصورت مداوم ۸ سال و ۷ ماه و ۶ روز فریاد بزنید، انرژی صوتی لازم برای گرم کردن یک فنجان قهوه را تولید کرده اید.
۱۵- کوتاهترین جنگ در تاریخ ۱۸۹۶ بین نازی ها و انگلستان رخ داد که ۳۸ دقیقه طول کشید.
۱۶- هر تکه کاغذ را نمی توان بیش از ۹ بار تا کرد.
۱۷- چشم های ما از بدو تولد همین اندازه بوده اند، اما رشد دماغ و گوش ما هیچ وقت نمی تواند متوقف شود.
۱۸-
در هرم خئوپوس در مصر که ۲۶۰۰ سال قبل از میلاد ساخته شده است. به اندازه
ای سنگ بکار رفته که می توان با آن دیواری آجری به ارتفاع ۵۰ سانتی متر دور
دنیا ساخت.
۱۹- .I am کوتاهترین جمله کامل در زبان انگلیسی است.
۲۰- اگر تمام رگ های خونی را دریک خط بگذاریم، تقریبا ۹۷ هزار کیلومتر می شود
[ دوشنبه 1391/01/21 ] [ 9:49 قبل از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
افکارنیوز:الف. از روايات مي‌توان استفاده كرد كه
حضرت در قيافه مردي چهل ساله ظهور مي‌كنند. آن بزرگوار داراي چهره‌اي
گندمگون ، پيشاني بلند، ابرواني كشيده، چشماني درشت وسياه، دندان‌‌هاي براق
و گشاده است. در گونه راست ايشان خالي مشكين قرار دارد و اندام آن بزرگوار
ميانه است.

ب. بعضى از ويژگى‏هاى آن وجود شريف كه در سخنان معصومين عليهم السلام بيان گرديده، از اين قرار است:

او
اهل عبادت و شب زنده دارى، زهد و ساده زيستى، صبر و بردبارى، عدالت و
نيكوكارى است. آن حضرت سرآمد همگان در علم و دانش و وجود نازنينش چشمه‏سار
بركت و پاكى است. او اهل قيام و جهاد، رهبر جهانى، انقلابىِ بزرگ، منجى
نهايى و مصلح موعود بشريّت است. آن وجود نورانى از تبار رسول خداصلى الله
وعليه وآله وسلم و از اولاد فاطمه زهراعليهاالسلام و نهمين فرزند از نسل
سيدالشهداءعليه‏السلام است كه به هنگام ظهور بر كعبه تكيه زند و پرچم
پيامبر را در دست گيرد و با قيام خود دين خدا را زنده و احكام خداوند را در
سراسر گيتى جارى كند و جهان را پر از مهربانى و داد گرداند پس از آن كه پر
از جور و بيداد شده باشد.( منتخب الاثر، فصل دوم، از ص ۲۳۹ تا ۳۸۳).
[ شنبه 1391/01/05 ] [ 6:39 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
اسرار معنوی عدد چهل

اعداد نه تنها در زندگی مادی که در زندگی معنوی ما نیز حائزاهمیت فراوانند ، تعدا رکعات نماز ، تعداد تسبیحات اربعه ، تعداد تسبیحات حضرت فاطمه (س) و امثال اینها نشان می دهند که زندگی معنوی جدا از اعداد نیست.

منزلت اعداد منحصر به اعدادی نظیر پنج ، هفت ، دوازده وچهارده و چهل می شود که برای هریک دلیل یا دلایلی را ذکر کرده اند :

عدد پنج به دلیل 5 تن پیامبر اولوالعزم و 5 تن آل عبا،

عدد هفت به واسطه 7 آسمان و 7شهر عشق و 7 مرحله سلوک عارفان ، 7 دور طواف خانه خدا.

عدد دوازده به دلیل 12 معصوم و12 چشمه ایی که به معجزه حضرت موسی از دل سنگ جوشید ،

وعدد چهارده به دلیل 14 معصوم تقدس یافته اند ؛ به همین قیاس برای عدد چهل نیز باید دلایلی موجود باشد :

عقل آدمی در چهل سالگی به بالاترین کمال خود در حد استعداد هر فرد می رسد ،

حضرت رسول در سن چهل سالگی به رسالت مبعوث شدند ،

حضرت موسی چهل روز در کوه معتکف بود تا الواح هفتگانه را دریافت داشت ،

قوم بنی اسراییل به دلیل کفران نعمت و پرستش گوساله به سرگردانی چهل ساله محکوم شدند ،

و تخمیر طینت آدم ابوالبشر در 40 روز به اتمام رسید . عارفان وسالکان طریق حق چله نشینی را از همین آفرینش چهل روزه حضرت آدم اقتباس کردند ، سهروردی بیان می کند که : خداوند انسان را در چهل روز آفرید و هر روز صفتی به او اعطا کرد که هریک حجابی ومایه تعلق وی به دنیا بود تا اینکه در روز چهلم حجاب ها کامل و متراکم شد . در چله نشینی سالک یک به یک حجاب ها را می درد تا در روز چهلم انوار حق در وی تجلی می یابد . " هرچند اربعین از اعداد و کمیات است ولی در فرهنگ عرفان اسلامی این واژه کمّی در ارتباط با کیفیات مطرح می شود و لذا تکرار عمل تا چهل مرتبه تکمیل کننده ابعاد روحانی و عرفانی انسان را باعث می گردد ."(1)

سید مهدى بحرالعلوم در زمینه جایگاه عدد چهل فرموده است :

" خود به عیان دیده ام و به بیان دانسته ام كه این مرحله شریفه ، از مراحل عدد را خاصیتى خاص و تاثیرى مخصوص است ، در ظهور استعداد(ها) و تتمیم ملكات ، در طى منازل و قطع مراحل ."(2) خاصیت اربعین در ظهور فعلیت و بروزاستعداد و حصول صفات ملكه ،امرى است که در آیات واخبار بر آن تصریح شده است ، و در سلوك و خودسازى ، براى جلب فیوضات وانوارالهى ، چنانچه در قرآن و گفتار معصومین(ع ) و سیره اولیاء آمده است ، عدد اربعین دارای جایگاه ویژه و بلنداست ." در حقیقت عدد چهل سمبل آغازین تکامل ، مظهر کمال ، جلوه پختگی ، اعلام پشت سر گذاشتن مرحله خامی و نادانی ، نخستین مرحله هوشیاری ... می باشد "(3) به هر روی مثالهای فراوانی را می توان در اهمیت عدد چهل در آیات و روایات یافت ولی در نهایت همانند بسیاری موارد که برای انسان نامکشوف است سّر عدد چهل نیز برای ما نامشخص است . چه فلسفه وحکمتی در این نهفته است که چهل روز بعداز در گذشت فردی ،خویشان وی گرد هم آمده و به عزاداری می پردازند ؟ اگر هدف تنها یادآوری نام آن تازه گذشته است ، چرا 30 روز یا 50 روز یا هرعدد دیگری را برای این امر اختصاص نداده اند ؟ در عدد چهل چه سری نهفته است وبعد از گذشت این چهل روز چه روی می دهد و بایستی روی می داده است ؟ شاید پس از گذشت این مدت انسان به روشن بینی نسبت به آن رویداد دست می یابد ، غبار اندوه اندکی برخاسته وقدرت تحلیل سربرمی آورد وبه انسان مجال می دهد به بازبینی آنچه گذشته بپردازد . شاید برگزاری مراسم اربعین برای امام حسین برای بازبینی وتحلیل واقعه عاشورا و زنده نگاه داشتن آن معمول شده است تا با روشن بینی وقدرت تحلیل واقعه عاشورا بررسی و تشریح گردد ، واقعه ایی که اگر بگوییم همانند قرآن دارای لایه های متعدد وبیشمار است گزافه نگفته ایم و به بیراهه نرفته ایم . به هر روی اربعین خورشید آسمان شهادت و راه منیر هدایت در راه است ، در این روز وایام بکوشیم تا به دور از تحریفات واحساساتی گری های افراطی آن امام راستین را بشناسیم و به مدد نفس قدسی اش بر هدف انسانی آن بزرگمرد همه دورانها آگاهی یابیم .
khabaronline.ir
پی نوشت :
1و و2و3: آشتیانی ، محسن ، اسرار عدد چهل در قرآن و روایات .

[ یکشنبه 1390/10/25 ] [ 8:7 قبل از ظهر ] [ مهدی علیپور ]

باحول و قوه الهي و ازآنجائيكه خداوند عزوجل بندگان خويش را به اميدواري ولطف و رحمتش فرمان داده است وطبق فرمايش قرآن كريم نوميدي كفرمي باشد،اعضاي هيئت مديره انجمن خانواده ناشنوايان استان آذربايجان شرقي ازبدو تشكيل و شروع به فعاليت با سرلوحه قراردادن اين فرمايش الهي ،بالاخره بعد از يكسال دوندگي (ازاواخر خرداد سال 1389 تا اواخر فروردين ماه 1390)لطف پروردگار شامل حالشان شده در تاريخ 24فروردين ماه سال 1390 روزچهارشنبه ساعت 50/13درمحل ساختمان انجمن كليد آن توسط آقاي مراديان نماينده (...) تحويل اعضاي هيئت مديره انجمن گرديد .

[ سه شنبه 1390/03/10 ] [ 11:36 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]

سخنان گرانبها از حضرت علی (ع)

بزرگترين گناه ترس است
بزرگترين تفريح كار است
بزرگترين بلا نوميدي است
بزرگترين شجاعت صبر است
بزرگترين استاد تجربه است
بزرگترين اسرار مرگ است
بزرگترين افتخار ايمان است
بزرگترين سود فرزند نيك است
بزرگترين هديه گذشت است
بزرگترين سرمايه اعتماد به نفس است

---------------------------------

یک شبی مجنون نمازش را شکست
بی وضو در کوچه لیلا نشست
عشق آن شب مست مستش کرده بود
فارغ از جام الستش کرده بود
گفت یا رب از چه خارم کرده ای
بر صلیب عشق دارم کرده ای
خسته ام زین عشق دل خونم مکن
مرد این بازیچه دیگر نیستم
این تو و لیلای تو من نیستم
گفت ای دیوانه لیلایت منم
در رگت پنهان و پیدایت منم
سالها با جور لیلی ساختی
من کنارت بودم و نشناختی...

[ شنبه 1388/12/08 ] [ 6:28 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
دین اسلام برای اینکه انسانها دستورات الهی را انجام دهند و معنی عمل به دستورات را بدانند ، توجه عمیق به بعد جسمانی و روانی وجود انسان داشته و شرایطی را قرار داده که انسانها از جمله ناشنوایان تا آن شرایط را نداشته باشند ، مکلف نیستند. این شرایط عبارتند از :

1)  بلوغ :


انسانها اگر به یک مرحله از رشد جسمانی برسند مکلف هستند.  پسران با اتمام پانزده سالگی و دختران با نه سالگی به سن بلوغ می رسند ( با توجه به علایم بلوغ که در کتب فقهی ذکر شده است ) . یعنی جسم و روان آنها آماده دریافت دستورات الهی و انجام و درک معانی آنها است. ناشنوایان نیز مانند انسانهای عادی حائز این شرایط هستند و به مرحله بلوغ جسمانی می رسند.

2)   عقل :

انسانها قوه تفکر و تعقل را که خداوند عنایت فرموده است ، دارا باشند و در بر خورد با مسایل روز مره زندگی دارای قدرت تجزیه و تحلیل باشند. یعنی هم جسم و هم روان و عقل آنها به مرحله ای از رشد جسمی و عقلی برسد که به تنهایی از عهده تکالیف شرعی خودشان برآیند.
ناشنوایان نیز دارای این شرط هستند و مانند انسانهای عادی قدرت تجزیه و تحلیل دارند.

 
3) قدرت ( توانایی ) :

 
جسم انسانها به گونه ای سالم باشد که قدرت انجام تکالیف الهی را چه در بعد فردی مانند نماز ، روزه ، حج و .... و چه در بعد اجتماعی مانند جهاد و .... را داشته باشد. اما چنانچه کسی قدرت  انجام تکالیف را نداشت ، به نسبت آنچه که قدرت ندارد ، مکلف نیست.
مثلا کسی که قدرت خواندن نماز به صورت ایستاده را ندارد ، تکلیف ندارد. بلکه باید به صورت نشسته نماز بخواند.
ناشنوایان در قرائت اذکار نماز و یا چیزهایی که به قرائت مربوط می شود ، نقص دارند.
 
4)  علم :

 
انسانها در صورتی مکلف به انجام تکالیف الهی هستند که تکالیف الهی به آنها رسیده باشد و نسبت به آنها آگاهی داشته باشند . یعنی در بعد فردی مانند نماز ، روزه ، حج ، نکاح و همچنین در بعد اجتماعی مانند عقود ( تجارت ها ) و ایقاعات ( مانند طلاق ) علم داشته باشند که شیوه انجام آنها چگونه است.
چنانچه عالم نبود و جهل داشت ، مکلف نیست و باید به دنبال علم باشد.
وقتی فرد ناشنوا  را در قالب چهار گانه شرایط تکلیف قرار می دهیم ، متوجه این قضیه میشویم که او  شرط " بلوغ " و " عقل "  را دارا می باشد.  در شرط  " علم " نیز به او در مدارس ناشنوایان چه با زبان اشاره فارسی و چه با روش های دیگر تا حدودی احکام الهی آموزش داده می شود. لذا " علم " را هم به صورت نسبی و به مقدار توان و قدرت خود می تواند داشته باشد.
فقط نقص شنوایی در شرط " قدرت " است . فرد ناشنوا مانند انسانهای عادی نمی تواند الفاظ را تلفظ کند و مقصود خود را بیان کند. در نتیجه ، آن انتظاری که اسلام از افراد عادی دارای قدرت ( توانایی )  دارد ، نمی تواند از ناشنوایان داشته باشد.
خوشبختانه ائمه معصومین مان نه تنها به قشر ناشنوایان بی توجه نبوده اند ، بلکه از آنها با عنوان " الاخرس " یاد کرده اند که در زبان فارسی به معنای " گنگ " می باشد.
دین اسلام باب مستقلی را به  الاخرس ( ناشنوایان ) اختصاص داده است که به اختصار به بحث نماز ، نکاح ( ازدواج ) ، طلاق ، عقود و ایقاعات در مورد این قشر می توان اشاره کرد.
می دانیم در نماز ، بدن نمازگزار باید آرام باشد و حرکت نکند . در حالیکه این شرط در مورد فرد ناشنوا  صادق نیست. یعنی او می تواند دستانش را حرکت دهد.
همچنین در نماز ، قرائت قرآن ( حمد و سوره ) باید صحیح باشد. در حالیکه فرد ناشنوا لازم نیست مانند انسان عادی با قرائت صحیح بخواند.
دلیل این مدعا ، روایات ائمه معصومین است که در کتاب" وسائل الشیعه" تالیف شیخ حرعاملی و کتاب "اللمعه الدمشقیه" تالیف شهید اول آمده .

قال الصادق (ع) : " تلبیه الاخرس و تشهده و قرائه القرآن فی الصلاه تحریک لسانه و اشارته باصبعه. "

امام صادق (ع) فرمود : " لبیک گفتن فرد ناشنوا و قرائت تشهد  و قرائت قرآن ( حمد و سوره ) وی در نماز به صورت حرکت زبان و اشاره کردن با انگشتان است. "

از این روایت و روایات متشابه دیگر ، چنین استنباط می شود که فرد ناشنوا به اندازه توانایی و قدرت خویش مکلف به ادای نماز است به صورت ذیل :

1-  کیفیت ایستادن و نشستن اش مثل افراد عادی است.
2-  فقط قرائت نمازش با دیگران فرق می کند.
3-  باید زبانش را حرکت دهد تا اذکار را بیان کند.
4-  با دستانش چیزهایی را که قرائت می کند ، اشارات مربوطه آنها را در بیاورد (بیان کند).

قال الصادق (ع) : " انه یحری لاخرس فی القرائه و التشهد و سایر الاذکار و ما اشبهما ان یحرک لسانه و یعقد قلبه و یشیر باصبعه و فی دلاله علی الاعجم و الاخرس فی التلبیه و النکاح و الطلاق و العقود و الایقاعات و علی جواز هذه الاشیاء بغیر العربیه مع تعذرها . "  

امام صادق (ع) فرمود : " جایز است برای فرد ناشنوا در قرائت و تشهد و سایر اذکار و آنچه شباهت به اذکار دارد به اینکه

1-    زبانش را حرکت دهد.
2-    کلمات را در قلبش منعقد کند.
3-    با دستانش اشاره نماید.

و این قانون برای ناشنوا و کسی که زبان عربی نمی داند (مانند فارسی زبانان) در بحث نماز ، ازدواج ، طلاق ، عقود (تجارت ها) و ایقاعات (جاهایی که نیاز به رضایت طرف مقابل نیست مانند طلاق) در صورتی که عذر و مشکل دارد ، صادق می باشد . "

در بحث معاملات که نیاز به عقد قرارداد بین فروشنده و خریدار است و فرد ناشنوا یا فروشنده است یا مشتری که بحث ایجاب و قبول شرط است و همچنین در بحث ازدواج چون فرد ناشنوا نیز مانند انسان عادی باید کسی را وکیل خود قرار دهد تا صیغه محرمیت را قرائت نماید و یا در بحث طلاق نیز چون نیاز به بیان و تفهیم جدایی است ، فرد ناشنوا نیاز به قرائت دارد ، روایات متعددی برای تعیین تکلیف ناشنوایان ذکر شده است که به یکی از آنها اشاره می شود:

قال الصادق (ع) : " طلاق الاخرس ان یاخذ مقنعتها و یضعها علی و اسها و یعتزلها . "

امام صادق (ع) فرمود: " طلاق فرد ناشنوا به این صورت است که چادرش را بردارد و در سرش بگیرد و خانه را ترک کند ، طلاق تحقق پیدا کرده است. "

یعنی با توجه به نقص شنوایی اش ، احتیاج به قرائت برای اعلام جدایی (طلاق) نیست.

نتیجه گیری :
در دین اسلام توجه خاصی نسبت به ناشنوایان شده  و روایات متعددی درباره تکالیف مذهبی آنها ذکر شده است. شایسته است مسئولان کشور که زیر سایه دین مبین اسلام ادعای خدمت به مخلوقات الهی را دارند ، در رسیدگی به مشکلات قشر مظلوم ناشنوایان توجه ویژه نمایند و با اجرای برنامه های فرهنگی و دینی ، آنها را نسبت به حق و حقوق و جایگاه شان آگاه تر کنند.
 
یک توضیح مهم الحاقی از روزبه قهرمان :
در مرکز ناشنوایان باب رمبل (Bob Rumball Centre for The Deaf (BRCD
واقع در نورت یورک North York  ، کلیسای کوچکی ساخته شده است که درروزهای یکشنبه ناشنوایان تورنتو با زبان اشاره آمریکایی در آنجا به نیایش می پردازند.
جالب این است که تمام کشیشان کلیسای مذکور از جمله دو کشیش مرد ناشنوای کانادایی با اشارات مذهبی رایج در زبان اشاره آمریکایی به سخنرانی برای ببینندگان ناشنوا می پردازند و در پایان ، با زبان اشاره آمریکایی اعمال عبادت را به طور دسته جمعی  به جا می آورند.
این نشان دهنده صحت نظرات ارزشمند و عالی ائمه معصومین  به ویژه امام جعفر صادق (ع) است که واقعا شناخت درستی از ویژگیهای ناشنوایان داشتند و  ذکر و قرائت مذهبی با کمک زبان اشاره را که زبان اول ناشنوایان محسوب می شود ، حق آنها دانستند که با توجه به آن روزگار ، شگفت انگیز است.
به خصوص سالها است که مسئولان آموزش و پرورش استثنایی کشور همچنان بر استفاده از روش شفاهی  که در آن هر نوع اشاره ای منع گردیده ، در مراکز آموزشی ناشنوایان ایران پافشاری می کنند.
در حالی که اگر مربیان و دلسوزان ناشنوایان هنگام تدریس ، دستهایشان را از کودکان ناشنوا مضایقه کنند ؛ مثل این است که چشم انسانی را ببندند و بگویند : مناظر زیبا را برایمان شرح بده !!! 
آیا عادلانه است که دختر نه ساله ناشنوایی که به مرحله بلوغ جسمانی رسیده ، نتواند نیایش را در محل نمازخانه مدرسه با کمک اشارات مذهبی رایج در زبان اشاره فارسی انجام بدهد که استفاده از هر گونه اشارات در آن ممنوع است.
گمان نمی کنم که پاسخ به این سئوال ، برای مسئولان آموزشی آنچنان سخت باشد. آری ! ناشنوایان می توانند انسانهای تحصیل کرده ای بشوند ولی نمی توانند انسانهایی گویا و بدون نقص گفتار بشوند چون گویش با قوه شنوایی ارتباط مستقیم دارد.
در پایان ، بد نیست بدانیم که واژه " مودرا " در زبان سانسکریت برای معنای "اشارات دست" به کار می رود که بیانگر نوعی پیوند میان زندگی درونی و بیرونی انسان است. یعنی " اشاره " ها هستند که درون را با بیرون ارتباط می دهند. این همان مفهومی است که در روایات ارزشمند ائمه معصومین آمده است. در نتیجه ، کوشش بی نظیر همکار گرامی ام در مدرسه ناشنوایان مشهد " آقای حسن محقق " در جمع آوری چنین روایات  ، مشکور است .
به امید آن روز که توجه نسبت به نیازهای مذهبی ناشنوایان آنهم با بینش صحیح  در میان مسئولان کشور پا بگیرد.  
 
(منبع از سایت پژوهشهای ناشنوایان ایران)
 
 
 
[ یکشنبه 1388/09/01 ] [ 8:13 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
آن که انتقام می گیرد یک روز خوشحال است و آن که می بخشد یک عمر       امام علی (ع)

[ پنجشنبه 1388/02/24 ] [ 11:54 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]

بزرگترین مشکل اکثر ناشنوایان این است که هنگام نوشتن در عذابند.برای آنها چند خط نوشتن یا یک انشای ساده کم غلط را به رشته تحریر در آوردن کاریست دشوار و محال و پر اضطراب. زیرا نمیدانند چگونه باید بنویسند تا افراد عادی ایرادی نگیرند.چرا چنین است؟ پاسخش ساده است: زبان اشاره طبیعی دستور زبان خاص خودش را دارد و از زمین تا آسمان با دستور زبان افراد عادی متفاوت است. در دستور زبان ناشنوایان حروف ربط و اضافه غالبا بکار برده نمی شودو تعیین زمان صرف جمله دقیقا معلوم نیست. ماضی و مضارع و مستقبل بسیار کم در زبانشان بکار برده می شود و افعال هیچوقت در جای خاص خودشان قرار نمی گیرند. و غالبا افعال را هم غلط می گویندو می نویسند.

همانطور که می دانیم گفتن و نوشتن تراوشات ذهن هستند. پس هر آنچه که بر لوح ضمیر شخص نقش بسته باشد لاجرم بر زبان و کاغذ آید! بد نیست درین مورد مثالی زده شود: دو کودک شش هفت ساله ناشنوا با حالات خاص صورت و چشمها چنین صحبت می کنند، اولی :ً من دیروز رفت بابا دید .بابا گفتم پول بده. بابا ًداد.ً دومی:ًمن بابا ندید. برادر گفت خواهش پول. برادر سر تکان اول نه. بعد باشد. پول داد من. حالا پول هست.ً همین دو دیالوگ را دو کودک شش هفت ساله شنوا چنین بیان می کنند، اولی:ً دیروز پیش بابا رفتم و گفتم به من پول بده و بابا بم پول داد.ً دومی:"من بابامو ندیدم. به داداشم گفتم لطفا پول بده، داداشم سرشو تکون دادو گفت نه. بعد گفت باشه و پول بم داد.الان پول دارم."
نتیجه می گیریم که زمان در گرامر دو کودک شنوا مشخص است و حروف ربط و اضافه هم معلوم و نیز صحیح بیان شده است. و باز هم نتیجه می گیریم که این این چهار کودک هم سن و سال طبق قواعد زبان گفتاری شان تبادل افکار کرده اند. لیکن با دو نوع گرامر متفاوت! و چون در جامعه اکثریت با شنواها است و اداره امور جامعه بر عهده شنواهاست، پس ناشنواها بالاجبار باید از روش گفتاری و نوشتاری شنواها استفاده و تبعیت کنند تا در جامعه به راحتی حل شوند و نیز شغل مورد نیاز خود را بی دردسر بیابند. اینجاست که افراد ناشنوا در می مانند و به حاشیه رانده شده و عین معلولان شدید جسمی تقریبا بی مصرف می مانند. در حالیکه برای آنها هم به اندازه شنواها بودجه کلان صرف آموزش و پرورش و حرفه آموزی شده است! این مشکل را ناشنوایان اروپایی هم دارند.اشکال در کجاست؟ اشکال از سیستم آموزش استثنایی است که در این زمینه کمی بی تجربه و سر در گم است. و با وجود اینکه به خوبی از این معضل بزرگ ناشنوایان واقف است در حل و رفع آن در مانده است. و هر سال بر خیل فارغ التحصیلان ناشنوا افزوده می شود که غالبا با دشواری ها و ناکامی های فراوان روبرو می شوند. چرا که دیپلمه ها و لیسانسیه های شنوا هفت شهر دستور زبان را پیموده اند و دیپلمه ها و لیسانسیه های ناشنوا اندر خم یک کوچه مانده اند! وقتیکه ناشنوا گنجینه لغوی اش فقیر است و گفتار و نوشتارش پر غلط، نباید نه سال تحصیلی شنواها را همراه با تمامی دروس آنان به شاگردان شنوا تحمیل و اجباری کرد، چون نهایتا بی حاصل خواهد بودو سوختن و هدر رفتن بودجه و نیرو و انرژی کادر آموزشی و نا کام ماندن ناشنوایان از مواهب اجتماعی را در پی خواهد داشت. به نظر من بایستی 9 سال تحصیلی ناشنواها را حداقل ده سال و حد اکثر یازده سال کرد. آیا ده یا یازده سال کامل آموختن بهتر است یا نه سال ناقص آموختن؟ معلوم است که عقل سلیم نه سال ناقص آموختن را تائید نمی کند. پس بایستی آموزش کودکان استثنایی تغییرات زیادی در اکثر زمینه های آموزشی بدهد. مثلا از حجم دروسی که سود چندانی به حال ناشنوا ندارد به کاهد و بر حجم دروس ادبی و دروس گفتاری ناشنوایان بی افزاید و معلمان ناشنواها را با آخرین کتب ادبی روز که مملو از لغات و کلمات و اصطلاحات مورد نیاز ناشنوایان است آشنا نماید، بخصوص کتب دستور زبان مخصوص ناشنوایان در مقاطع مختلف آموزشی تهیه و در دسترس کادر آموزشی و شاگردان قرار دهد تا در کلاسها مورد استفاده قرار گیرد و بدینوسیله می توان امید داشت که فارغ التحصیلان ناشنوا در جذب جامعه و در استخدام اشکالی نداشته باشند و از پس ارتباط گفتاری و نوشتاری با همکاران و مشتریان و ارباب رجوع بر آیند.

(منبع سایت بنیاد پژوهشهای ناشنویان ایران)

[ پنجشنبه 1388/02/24 ] [ 11:51 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]

بسمه تعالی

 

به مناسبت هفته ناشنوایان

 دوم تا هشتم مهر هر سال به عنوان هفته جهانی ناشنوایان نامگذاری شده است . علت نامگذاری این هفته که مصادف با هفته آخر سپتامبر است ، گرامیداشت سالروز فوت دکتر شرایر است. وی اولین ناشنوای فدراسیون  ناشنوایان و دانشگاه طالوت بود . در این هفته ،مراسم و جشنهای از سوی انجمن بین المللی ناشنوایان با همکاری فدراسیون اتحادیه اروپایی ناشنوایان در سراسر  جهان بر گزار می شود . هدف از این مراسم ، معرفی فرهنگ ناشنوایان ، از زبان علم و اشاره و آگاهی مقامات و سیاستمداران و عموم مردم از دستاوردهای  این قشر و مشکلاتی بود که جامعه ناشنوایان با آنها روبرو هستند .

 آسیبهای شنوایی

 طبق تعاریف آسیبهای شنوایی به 5 دسته از ناشنوایی  خفیف تا عمیق تقسیم  می شود . در کم شنوایی خفیف، افت شنوایی 15 تا 25 دسی بل است که اشکال واضحی در گفتار و زبان این افراد دیده نمی شود. در گروه دوم ، یعنی کم شنوایی ملایم ، افت شنوایی 25 تا 45 دسی بل است. درک صدای آهسته برای این گروه مشکل است و اشکال در تلفظ آنها مشاهده می شود. گروه شوم کم شنوایی متوسط است که افت شنوایی 40 تا 70 دسی بل است . برای این گروه ، سمعک توصیه می شود . زیرا بسیاری از صداها را نمی شنوند . گروه چهارم ، کم شنوایی شدید است که افت شنوایی 70 تا 90 دسی بل است. این افراد هیچ کدام از اصوات گفتاری را نمی شنوند و استفاده از سمعک برای آنها ضروری است . گروه پنجم ، کم شنوایی عمیق است که افت شنوایی بیش از 90 دسی بل است و در این گروه ، کاشت حلزونی در زمان مناسب می تواند کار گشا باشد .

 دنیای روانی ناشنوایان

محیط اطراف همه انسان ها به وسیله 3 عامل تصویر ، صوت و لمس اشیا و اجسام قابل درک است . مهمترین نکته ای که در روانشناسی  معلولان حسی باید به آن توجه کرد ، این است که بدانیم آنها همواره در درک محیط خود از یکی از این 3 عامل محروم هستند . این شناخت ما را کمک می کند که بتوانیم در بر خورد با معلول حسی موفق تر باشیم . معلول حسی پیوسته این دغدغه را دارد که به دلیل نقص یکی از ورودی های اطلاعاتی خود، اطلاعات ناقصی را از محیط دریافت کند ، لذا این تکلیف بر اطرافیان او واجب می شود که محیط اطراف را به گونه ای در ذهن او القا کنند که نقص حسی موجب آزار و تشدید احساس کمبود او نشود . در حقیقت اطرافیان یک معلول حسی باید نقش حس معلول او را ایفا کنند.

 مشکلات آموزش ناشنوایان

 در مدارس ناشنوایان ، آموزگاران ناچارند بر اساس آیین نامه عادی آموزش عمل می کند . آموختن درسهای مثل عربی و ادبیات به این بچه ها ، خیلی دشوار است . مساله این است که پیشرفت درسها و نحوه امتحان هم باید مطابق روشی باشد که در مدرسه های معمولی انجام می شود . از طرفی به لحاظ نحوه آموزش هم مشکل وجود دارد . 3 روش عمده برای آموزش ناشنوایان در ایران وجود دارد:

سبک اشاره ، سبک لب خوانی و سبک کلی . در کشور ما ، سازمان آموزش و پرورش استثنایی و سازمان بهزیستی ، هر دو متولی آموزش ناشنوایان هستند ، هرچند سازمان بهزیستی خدمات حمایتی را بر عهده دارد ، اما در امر آموزش نیز فعالیت دارد.

متاسفانه بنابر نظر کارشناسان ، هر چند دو سازمان سبک کلی را برای آموزش برگزیده اند، اما در روش تدریس یکسان عمل نمی کند و این موجب سردرگمی ناشنوایان می شود.

دانش آموزانی که در بهزیستی آموزش می بینند ، از توانایی اشاره بهره بیشتری می برند و گروهی که در آموزش و پرورش تحصیل می کنند ، توانایی لب خوانی بیشتری دارند و هر دو گروه در مقابل هم دچار نقاط  ضعف متقابلی هستند که این خود موجب سردرگمی ناشنوایان در ارتباط با یکدیگر می شود . از طرفی ، اجتماع نیز در برخورد با ناشنوایان نمی داند به چه شیوه ای متوسل شود کج و دار مریض اشاره کند و یا دست و پا شکسته تکلم کند؟!

اصولا آموزش این بچه ها باید عملی باشد ، نه تئوری . درس برای بچه های ناشنوا تنها وسیله ای برای ایجاد ارتباط با افراد سالم است . چه ایرادی دارد در مدرسه ، این ها کار با کامپیوتر ، تایپ و نجاری را یاد بگیرد تا بتوانند در محیط های عادی کار کنند ؟ براستی این که آقا محمد خان قاجار در چه سالی  تاجگذاری کرد ، چه دردی از بچه های ناشنوا کم می کند؟

 پیشگیری از ناشنوایی

 بیشتر کودکان از زمان تولد می شنوند . آنان با تقلید صداهای پیرامون خود و صدای والدین و اطرافیان  خود صحبت کردن را می آموزد . اما همه کودکان از این موهبت برخوردار نیستند. از هر 1000کودک ، 2 یا 3 کودک ناشنوا یا سخت شنوا متولد می شود و تعداد بیشتری در سالهای بعدی کودکی شنوایی خود را از دست می دهند. بسیاری از این کودکان نیازمند آن هستند که ربان و گفتار را به صورتی متفاوت با دیگر کودکان  بیاموزند . از این رو تشخیص هر چه سریع تر ناشنوایی یا ضابعه شنوایی حائز اهمیت است.

کودکان باید در ماه نخست زندگی خود مورد ارزیابی شنوایی قرار گیرند. در صورتی که مشکوک به کم شنوایی باشند، تا ماه سوم حتما باید از سوی یک متخصص شنوایی سنجی ارزیابی شوند. در صورت اثبات کم شنوایی ، حتما باید تا پیش 6 ماهگی ، سمعک یا دیگر وسیله ارتباطی مناسب تجویز شود.

مهمترین زمان برای دریافت و آموختن زبان ، 3 سال نخست زندگی هر فرد است . در حقیقت کودکان در 6 ماه نخست زندگی خود شروع به یاد گیری زبان و گفتار می کنند . بررسی ها شان می دهد افرادی که دچار اختلالات شنوایی هستند و اقدامات توانبخشی برای آنان خیلی زود آغاز می شود ،  مهارت های زبانی بهتری در مقایسه با گروهی دارند که این اقدامات برایشان انجام نمی گیرد . هر چه شما زودتر در خصوص شنوایی آگاهی داشته باشید ، سریع تر می توانید اطمینان حاصل کنید کودکتان از راهکارهای کمکی برای آموزش مهارت های ارتباطی بهره مند شده است یا خیر.

ارزیابی شنوایی کودکان

 گرچه ارزیابی شنوایی نوزادان ، خیلی  سریع کم شنوایی را در آنان نشان می دهد ، اما برخی کودکان چندین ماه یا چندین سال بعد دچار کم شنوایی میشوند . در این موارد ، معمولا والدین ، نخستین افرادی هستند که متوجه این موضوع می شوند. حتی اگر کودک شما یک بار شنوایی سنجی شده است ، اما باز هم باید مراقب بروز علائم کم شنوایی در فرزندان باشید . به عنوان مثال در سال نخست زندگی کودک ، توجه کنید آیا کودک شما به اصوات بلند عکس العمل نشان می دهد ، صداها را تقلید می کند و به اسم خود پاسخ می دهید خیر ؟ در 2 سالگی از خودتان بپرسید ، آیا کودک شما با صدای خودش بازی می کند ، واژه های ساده را تقلید می کند و از بازیهای مثل دالی بازی و بنشین پاشو لذت می برد یا خیر ؟ آیا برای صحبت کردن و خواستن اشیا از جملات 2 کلمه ای استفاده می کند ؟ در 3 سالگی توجه کنید آیا ((الان ، نه))و ((بیشتر، نه)) را می فهمد و دستورات ساده را اجرا می کند؟ اگر به هر دلیلی تصور می کنید ، کودکتان خوب نمی شنود با پزشک ، موضوع را مطرح کنید.

 کاشت حلزونی شنوایی ، امید ها و مشکلات

از حدود 10 سال پیش ، عمل کاشت حلزونی در کشور انجام می شود . با وجود این ،هنوز بیمارانی که مشکل شنوایی دارند ، برای اقدامات درمانی دیر به پزشک مراجعه  می کنند . چنانکه کم شنوایی کودکان بیش از 85 دسی بل باشد، در فهرست نامزدهای کاشت حلزون قرار می گیرند. بهترین سن کاشت حلزونی گوش پیش از 18 ماهگی است و با افزایش سن کودک ، نتیجه به دست آمده از مطلوبیت کمتری برخورد دار خواهد بود ، اما افت شنوایی عمیق تا شدید ، تنها یکی از فاکتور های مورد نظر در فهرست کاشت حلزون است و مواردی چون توانایی و حمایت مالی خانواده و سن فرد کم شنوا از دیگر فاکتور های حائز اهمیت است ، زیرا این پروتز فقط در یک مرحله از سوی دولت در اختیار بیمار قرار می گیرد و پروتز مذکور به طور مرتب نیازمند سرویس های دوره ای ، سیم و باتری است که گاهی این هزینه ها از تعویض سمعک دیجیتالی پر هزینه تر است . بر خلاف هزینه 52 هزار دلاری کاشت حلزون در دنیا ، این عمل در ایران تقریبا رایگان انجام می شود و خانواده بیمار صرفا مبلغ یک میلیون برای مشارکت به صندوق ارزی پرداخت می کند . بودجه 18 هزار دلاری به منظور خرید پروتز مذکور از سوی وزارت بهداشت و درمان ، هیات امنای ارزی و انجمن بیماری های خاص تامین می شود و تعداد کسانی که در سالهای 71تا 83 تحت عمل این جراحی قرار گرفته اند ،680نفر است که در مقایسه با جمعیت کم شنوایان ، بسیار ناچیز است .

دکتر دکتر مسعود متصدی ، متخصص گوش ، حلق و بینی نیز می گوید ، مراکز کاشت حلزون شنوایی ، به دلیل نا کافی بودن تعداد پروتز و گرانی آن ، در سرویس دهی به ناشنوایان با مشکل رو به رو هستند . وی با اشاره به این که پروتز های کاشت حلزون شنوایی در تعهد بیمه ها نیست و در حال حاضر تنها 2 مرکز دولتی به کاشت حلزون شنوایی اقدام می کنند ، می افزاید : در حال حاضر هیات امنای وزارت بهداشت ، درمان و آموزش پزشکی با پرداخت قیمت پروتز ها ، تا حدی مشکلات ناشنوایان متقاضی کاشت حلزون شنوایی را حل می کنند ، اما تعداد متقاضیان در فهرست انتظار ، بیشتر از تعداد پروتز های خریداری شده در این دو مرکز است.

 سکوت یعنی رضایت؟

 سکوت علامت رضایت است . این همه می گویند ، اما آیا واقعا سکوت یعنی رضایت ؟ سکوت گاهی معنی اعتراض می دهد و گاهی هم معنای تقدیر و سر نوشت . دومی را وقتی درک می کنید که قدم به دنیای ناشنوایان بگذارید . در آنجا ، نگاه ها سرشار از سخنان نا گفته است . دنیای دیگری وجود دارد . دنیای بی صدا و خالی از واژهای زشت . گوشهایشان را تقدیر ناشنوا کرده است . شاید هم سعادتی باشد تا از صداهای بیهوده این دنیا دور باشند . ما اگر متنفر باشیم ، چشمانمان را می بندیم و دهانمان را باز می کنیم ، اما در دنیای آنها ، تنفر مفهوم دیگری دارد . تنها نگاهت می کنند و تو در این نگاه می فهمی  که چه هستی ، مراحم یا مزاحم ؟ بدون غل و غش ، بدون زبان بازی ، مملو از یکرنگی و صداقت .

آنها با سکوتشان زندگی را به ما یاد می دهند . اینجا دیگر نمی توان گفت تنها صداست کی می ماند . 

 

 

[ چهارشنبه 1387/11/16 ] [ 1:57 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
 گفتم: خسته ام

گفتی : لا تقنطوا من رحمه الله از رحمت خدا ناامید نشید ( زمر/53)

گفتم : هیشکی نمی دونه تو دل من چی میگذره 

گفتی : ان الله یحول بین المرء و قلبه  : خدا حائل هست بین انسان وقلبش (انفال/24)

گفتم : غیر از تو کسی رو  ندارم 

گفتی : نحن اقرب الیه من حبل الورید - ما از رگ گردن به انسان نزدیکتریم (ق / 16)

گفتم : ولی انگار اصلا منو فراموش کردی ! 

گفتی : فاذکرونی اذکرکم -  منو یاد کنید تا یاد شما باشم ( بقره / 152 )

گفتم :تا کی باید صبر کرد ؟

گفتی : و ما یدریک لعل الساعه تکون قریبا -  تو چه میدونی شایدوقتش نزدیک باشه  ( احزاب / 63 )

گفتم : تو بزرگی و نزدیکت برای منه کوچک خیلی دوره ! تا اون موقع چی کار کنم ؟

گفتی : و اتبع ما یوحی الیک و اصبر حتی یحکم الله کارایی که بهت گفتم انجام بده و صبر کن تا خدا خودش حکم کنه ( یونس / 109 )

گفتم : خیلی خونسردی ! تو خدایی و صبور ! من بنده ات هستم و

 ظرف صبرم کوچک ... یه اشاره کنی تمومه !

گفتی : عسی ان تحبوا شیئا و و هو شر لکم شاید چیزی که تو دوست داری به صلاحت نباشه ( بقره / 216 )

گفتم : انا عبدک الضعیف و الذلیل ... اصلا چطور دلت میاد ؟ 

 

گفتی : ان الله بالناس لرئوف رحیم خدا نسبت به همه مردم نسبت به همه مهربونه ( بقره / 143 )

گفتم :  دلم گرفته  

گفتی : بفضل الله و برحمته فبذلک فلیفرحوا ( مردم به چی دل خوش کردن ؟ ) باید به فضل و رحمت خدا شاد بود

گفتم : اصلا بی خیال ! توکلت علی الله  

گفتی : ان الله یحب متوکلین خدا اونایی رو که توکل میکنن دوست داره                        ( آل عمران / 159 )

 گفتم : خیلی چاکریم ! ولی اینبار، انگار   

گفتی : حواست رو خوب جمع کن ! یادت باشه که : و من الناس من یعبد الله علی حرف فان اصابه خیر اطمان به و ان اصابته فتنه انقلب علی وجهه خسر الدنیا و الاخره  - بعضی از مردم خدا رو فقط به زبون عبادت میکنن . اگه خیری بهشون برسه ، امن و آرامش پیدا می کنن و اگه بلایی سرشون بیاد تا امتحان شن رو گردون میشن .

التماس دعا  

[ جمعه 1387/07/19 ] [ 6:33 بعد از ظهر ] [ مهدی علیپور ]
درباره وبلاگ

قال حضرت محمد رسول الله(ص):کسی به دنبال دانش است,بهشت هم به دنبال اوست

ورود شما به این وبلاگ را خوش آمد می گویم.امیدوارم مطالب این وبلاگ مورد استفاده شما قرار گیرد.نقطه نظرات خود را برای بهبود وبلاگ اعلام نمایید.برای آگاهی از امکانات این وبلاگ خواهشمندیم که تا آخر صفحه این وبلاگ را مشاهده نمایید. با تشکر {مدیریت سایت مهدی علیپور}

تبادل لینک

خرید بک لینک